چاپ اين صفحه چاپ اين صفحه
زیان پرگویی

واعظی بود که چون  بر منبر برفتی اطاله کلام کردی  و دو سه ساعت بر منبر بماندی و هیچ ملاحظه  مستمعین ننمودی . شبی از شبهای ماه مبارک رمضان پس از ادای فریضه مغرب و عشا  که مردم همه روزه داربودی و در آرزوی سفره نانی و کوزه آبی شیخ گفت : همه  بنشینید تا از بهر شما مصیبتی خوانم ،  کسی بلند شد و گفت : یا شیخ چه مصیبتی بر ما عظیم تر که تو اینک خواهی به منبر اندر آیی .


چو واعظ خواست بر منبر نشیند

بباید صحبت نیکو گزیند

مفید و مختصر گوید سخن را

نرنجاند ز حرفش انجمن را

نداند وقت وگرخواند مصیبت

مصیبت باشد ار خواند ،مصیبت


*” برای مردم خوش زبان ونیک گفتار باشید .

«    قرآن مجید »

*”از استادم پرسیدم از مردمان که عاقل ترا ست  ، گفت آنکس که کم گوید و بیش شنود و بسیار داند.”  «    بوذر جمهر حکیم »


VN:F [1.9.22_1171]
رای شما
Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
زیان پرگویی, ۵٫۰ out of 5 based on 1 rating
نظر شما در باره اين شعر